
خخخ الان دوست مجازیم بهم گف برو خاطره بنویس ک یاد یکی از شاهکارای بچگیام افتادم: | اقا ما بچه بودیم شاید ۸ ساله بعد ننم رفته بود دانشگاه و بابامم سرکار بود و تا عصر تنها بودم... خونمونم تو اپارتمان بود و بیشتر اوقات همسایه بقلیمون مهمونی نیگرف و همه رو دعوت میکرد الی ما: | چون خونشون با در خونه ما سه سانت فاصله داش صدای بزن و بکوبو ایناشون واضح شنیده میشد... اقا منم که تنها بودم یه فکر شیطانی به ذهنم رسید! در خونمونو باز کردم و یه نگاه به اینورو اونور کردم تا مطمئن شم کسی نیس ... صدای بزن بکوبشو...
ادامه مطلب
emruz avalin ruzie ke pamo tu veblag gozashtam... yani asan balad nabudam chejuri bbesazammmm. .. ba komake denta sakhtamesh... dooste telamo migam :) baleee dggg ma ye hamchin kasayi ro darim...
ادامه مطلب
خخخ عملیــــــــــــــــــــــــــــــــــــات پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــان یـــــــــــــــافت ...xa0 بلی دیگه عملیات پست قبلیم با موفقیت پایان یافت خخخخ فاز پلیسی گرفتتم که میگم عملیات پایان یافت!!!!xa0 xa0...
ادامه مطلب