یا حسین یعنی: |

خرید بک لینک
اقا ما دیشب که چ عرض کنم صبح ساعت ۴ و خورده ای تو اینستا یه پست تو اکانتی که فکت درباره حقایق جهان و افرینش و اینا میزاره دیدیم... حالا بگذریم چی بود کلیم ناراحت شدم... ( یا بگم ها؟ :| ) باو یه کلمه گفته بود بعد میگف این کلمه یعنی دخترایی که دزدیده میشن و دست و پاشونو قطع میکنن تا لگد نزنن و دندوناشونو میکشن تا گاز نگیرن ... هه میگی چرا؟؟؟ این بیچاره ها میشن عروسک برای برطرف شدن نیاز جنسیه حرومزاده ها! از همون اولم از جنس مخالف متنفـــر بودم ... شاید دلیل تحمل نکردن پدرم همین تنفر از جنس مخالف باشه... دیشب با خوندن این حالم خیلی گرفته شد و بی صدا بغض کردمو گریه کردم... معلوم نیس چه دخترایی و یا چندساله این بلاها ب سرشون اومده! مگه خدا نیس؟؟ پس چرا به اینا اجازه این کارو میده؟؟؟ حالا بیخیال.. بعدش برا عوض شدن حالم رفتم پستای همون اکانتو قبل تراشو دیدم... تو بین این پستاش یه پستی بود که زنه پیر بود و چون شبم بود قیافش برام ترسناک بود بعد خوندم ببینم چیه که خلاصش این بود که زنه ب این اعتقاد داشته که اگه خون دخترای جوونو بخوره جوون میشه و انقدر این کارو کرد ک ب جنون رسید و میگویند اگه کسی با خوندن این جمله

اقا ب اینجا ک رسید من دیگه ادامه ب خوندنش ندادم و گفتم الان شبه و نه نه نه من عمرا اگه الان اینو بخونم چون موقع خواب بیچاره میشم و فردا صبح ک تنهام میخونمش که همه هستن و اگه جیغ بزنمو چیزیم شه میشنون و ب دادم میرسن( گرچه اون موقع هم تنها نبودم اما صلاح ندونستم دیگه...) فرداش ساعت ۱۱ و خورده ای مرحمت کردمو جمله ای که تموم نکرده و بودمو خوندم... میگف با گفتنجمله ی[ به عربی جملهه رو تو پرانتز نوشته بود و منم شفتی مفتی خوندم] و در اخر گفته بود میاد پیشتون و گرچهدیده نمیشه اما میاد و نشونیشم سرد شدن اتاقیه که شما توشین و میاد خونتونو میمکه: | منم عین شما گفتم الله اکبر چ زری میزنه هاااا بیخیااال! اقاما هروخ خونه تنهاییم اهنگو تا ۴۵ زیاد میکنم و باهاش میخونمو کارامو میکنم یا میرقصمو بازی توهمی خودمو میکنم :| اقا ماهی مشغول شدیم ب خوندن و خوندن و بزن و بکوب که یه صدا از اتاق خوابم شنیدمو همون طور ک بشکن میزدم گفتماگه خودتیبسوووووووزی ایشالله که نمیتونی باهام همراه شی و لذت ببری و بی اعتنایی کردم: | تا اینکه خسته شدمو باچت کردن با رفیق مجازیم هـا. . .ـه ( هویتشو دوس نداره کسی بدونه ) و تلفنی حرف زدن باهاش یهو بخاطر مامانشتلفنو قطع کرد و دیگه تو تلم انلاین نشد و من دوباره شروع ب خوندن کردم ... احساس کردم پاهام از سرما سر شده و اونموقع اصلاااا داستانو یادم رفته بود: | و بازم ادامه به خوندن دادم که فکر کردم ینی خیال کردم یکی سمت چپمه و داره از گردنم خونمیخوره: | حالا گوش کنید ضرر نداره و بچه نیستم ک دروغ بگم... گفتم بابا فاطی بازم تو خیالی شدی؟؟؟!! ادم شوووو بزرگ شووو. تا اینکه ننم اومد و منم براش چایی اینا ریختمو مثل همیشه رفیقاش از اموزش پرورش زنگ زدنو مشغول حرف با اونا شد.... بعدکه داشتم چایی میخوردم احساس کردم وقتی گردنمو کج و اینور اونور میکنم درد میگیره جدیش نگرفتمو بازم داستان یادم نبود!!! اقا این گردن درد من از ساعت ۱ ظهر تا ساعت شیش عصری ک تازه یاد داستان افتادم درد میکرد... بعد این گردنی ک میگم کلشو نمیگماااا دقیقا دست ک بهش میزنم فقط دو نقطه از یه قسمت گردنم ک احساس میکنمب رگم وصله درد میکرد اما جاش قرمز اینا نبود ...هنوزم درد میکنه هاااااا ولی ساعت شیش یادم افتاد ای دل غافل من اون پستو خوندمو... سر شدن پاهام... صدا و احساس کردن مکیدن گردنم: | ینی احساس نمیکردماااااا فک میکردم تصور میکردم یکی سمت چپمهو داره بله! :| اقــــــا به همین برکت خودش بوده!!!! به همین برکتااااا! ب ننم گفتم که اون گف خول شدی خاک بر سرت و همش سرت تو ایناس معلومه توهمی میشی و مثل همیشه به حرفام اهمیت نداد و زد تو حالم! من فقط یکم توجه و درک میخوامهمیـــــــن! بیخیااال کل حرفام این پسته و زنه بووود! خیلیییی خوشحالم ک واقعی بود جالبه!! هنوزم گردنم درد میکنه ... حالااا دیگه نمیدونستم ب کی بگم اینو تا درکم کنه و اینجا نوشتمش... اگر کسی خواست بهم بگه این جمله عربیه رو بهش بگم تا بلکه اگه اتفاق افتاد منم بدونم واقعا بوده و منم برام اتفاق افتاده و توهم نبوده!!

Raphael-Somerhalder...

ما را در سایت Raphael-Somerhalder دنبال می‌کنید

برچسب: یا حسین یعنی,لبیک یا حسین یعنی,یا لثارات حسین یعنی چه,لبیک یا حسین یعنی دانلود,کلیپ لبیک یا حسین یعنی,لبیک یا حسین یعنی منصوری,یا لثارات حسین یعنی,یا الثارات حسین یعنی چه,لبیک یا حسین یعنی انک تکون,لبیک یا حسین یعنی نصرالله, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:10

صفحه بندی